تبليغاتX
نورستان
کلام روز : پیامبر ( ص ) : بخيل كسي است كه نام من نزد او ذكر شود ولي بر من درود نفرستد
اركان اسلام- عاقبت انسان

بسم الله الرحمن الرحيم

الصلاة و السلام علي سيدنا محمد و علي عبادالله الذين اصطفي

 

اركان اسلام

 

از ابو عبدالرحمن، عبدالله بن عمربن خطاب – رضي الله تعالي عنهما – روايت است كه گفت: از پيامبر خداص  شنيدم كه فرمود: بناي اسلام بر پنج چيز استوار است: گواهي دادن به اينكه معبودي(راستين) جز خدا نيست و محمد پيامبر خداست، برپا داشتن نماز، پرداخت زكات، حج كعبه گزاردن و روزه ي رمضان . روايت بخاري و مسلم

 

كارها به خاتمه ي خود بستگي دارند

 

از ابوعبدالرحمن، عبدالله بن مسعودرض روايت است كه گفت: پيامبر خداص كه صادق و مصدوق است براي ما بيان داشت كه آفرينش يك انسان(به اين شكل كه) چهل روز به صورت نطفه جمع مي شود، سپس به همين صورت(به مدت چهل روز) به صورت خون بسته در مي آيد، آنگاه به همين شكل تبديل به گوشتِ جويده مي شود. سپس فرشته اي نزد او فرستاده مي شود. فرشته در او روح مي دمد. آنگاه به او دستور داده مي شود كه چهار چيز را بنويسد: رزق و روزي او را، اجل او را، اعمال او را، و اينكه بدبخت است يا خوشبخت. سوگند به ذاتي كه جز او معبودي و جود ندارد، گاه يك تن عمل بهشتيان را انجام مي دهد، تا اينكه بين او و بهشت جز يك ذراع، فاصله ي بيشتري وجود نداشته باشد، سرنوشت بر او پيشي مي گيرد و بنابر اين عمل جهنميان را انجام مي دهد و وارد جهنم مي شود. و گاه يك تن عمل جهنميان را انجام مي دهد، تا اينكه بين او و جهنم جز يك ذراع فاصله ي بيشتري نياشد، سرنوشت بر او پيشي مي گيرد و بنابراين عمل بهشتيان را انجام مي دهد و وارد بهشت مي شود. روايت بخاري و مسلم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الاربعين: نوشته امام نوويره

ترجمه: داود نارويي

 

اللهم صل علي حبيبنا محمد و علي آله و اصحابه اجمعين الي يوم الدين

 

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:38
بيان اسلام ، ايمان و احسان

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه وسلم

از حضرت عمر بن خطابرض روايت است كه گفت : روزي در حالي كه ما نزد رسول خداص نشسته بوديم، بناگاه مردي با لباس هايي بسيار سفيد و موهايي بس سياه ظاهر شد. آثار سفر در او ديده نمي شد ( كه بگوييم از راه دوري آمده است ) كسي هم از ما او را نمي شناخت ( كه بگوييم از همينجاست ) تا اينكه نهايتا كنار پيامبر خداص نشست : زانوهايش را به زانوهاي پيامبر خداص تكيه داد و دستانش را بر ران هاي آنحضرت گذاشت و سپس گفت : اي محمد، از اسلام مرا آگاه كن. رسول خدا ص فرمود: اسلام اين است كه گواهي بدهي معبودي ( راستين ) جز خدا نيست و محمد، پيامبر و فرستاده ي خداست. نماز بپا بداري. زكات پرداخت كني. ماه رمضان را روزه بگيري و اگر توانايي ( مالي و جسمي ) داشتي حج كعبه بگزاري.

مرد گفت: راست گفتي.

ما شگفت زده شديم. چون هم مي پرسد ( كه علامت ندانستن است )و سپس تصديق مي كند ( كه نشانه ي دانستن است ) سپس گفت: از ايمان مرا آگاه كن ، پيامبر خداص فرمود: ايمان اين است كه به خدا، فرشتگان، كتاب ها(ي آسماني)، پيامبران،روز قيامت و خوب و بدِ تقدير ايمان بياوري.

مرد گفت: راست گفتي. سپس گفت: از احسان مرا آگاه كن ، پيامبر خداص فرمود: احسان اين است كه خدا را به گونه اي بپرستي كه گويي او را مي بيني، اگر او را نمي بيني(اين را بدان كه) او تو را مي بيند. مرد گفت: از (زمان فرا رسيدن) قيامت مرا آگاه كن. پيامبر خداص فرمود: در اين مورد كسي كه مورد سوال قرار گرفته از سوال كننده آگاه تر نيست (يعني من از تو آگاه تر نيستم) .

(مرد ناشناس) گفت: در مورد علايم و نشانه هاي آن مرا آگاه كن، پيامبرص فرمود: نشانه هاي قيامت عبارتند از اينكه كنيز، خدايگان خود را به دنيا بياورد و افراد پا برهنه، عريان، فقير و بينوا و چوپان در ساختن ساختمان بر همديگر فخر جويي كنند. آن شخص رفت. تا دير زماني من درنگ كردم سپس رسول خداص فرمود: اي عمر، مي داني سؤال كننده چه كسي بود؟ گفتم: خدا و رسول او بهتر مي دانند. فرمود: او جبرييل بود، آمده بود تا دينتان را به شما بياموزد. روايت مسلم

 

لازم مي دانم كه به عرض دوستان برسانم كه جنا آقاي حاج احمدي در وبلاگ نقشبنديه مطلبي در مورد حضرت شيخ احمد شمس الدين قدس سره در وبلاگشان درج كرده اند كه از همه ي دوستان مي خواهم كه مطلب مذكور را در اينجا مطالعه فرمايند.

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه وسلم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الاربعين: نوشته امام نوويره

ترجمه: داود نارويي

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 22:40
كارها به نيت ها بستگي دارند

بسم الله الرحمن ارحيم

 

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه وسلم

 

با سلام به دوستان عزيز و محترم چند روز پيش دوستي به من كتابي كوچك از امام يحيي بن شرف نووي(ره) هديه داد بنام (الاربعين) كه مترجم آن آقاي داود نارويي هستند . خالي از لطف نيست كه تمام احاديث ذكر شده در اين كتاب را در وبلاگم درج كنم تا شما دوستان عزيز هم از بركت آن بي نصيب نباشيد. همانگونه كه از نام كتاب پيداست اين كتاب فقط حاوي چهل حديث مي باشد . ضمنا حقير را از دعاي خيرتان بي نصيب نفرمائيد.

 

حديث اول :از امير المومنين ابوحفص عمربن خطاب ( رض ) روايت است كه گفت: از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مي فرمود : اعمال به نيت ها بستگي دارند و هر كس از عمل خود به حسب نيتش اجر و پاداش كسب مي كند . از اين رو، هركسي كه هجرت او براي خدا و پيامبر او باشد، در واقع هم هجرت او براي خدا و رسول اوست { و اجر و پاداش به او تعلق مي گيرد } و هركسي كه هجرتش براي دنيا باشد تا بدان دست يابد، يا به خاطر زني باشد تا با او ازدواج كند، در واقع هم هجرتش براي همان چيزيست كه به سوي آن هجرت كرده { و نتيجتاً از هرگونه اجر و پاداشي محروم خواهد شد } . روايت بخاري و مسلم

ترجمه ي بقيه ي احاديث را در پستهاي بعدي درج مي كنم . 

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه وسلم

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 17:46
طریقت چیست و چرا لازم است؟

بسم الله الرحمن الرحيم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :نقشبنديه

توضیح:

نگارندة این مقاله كوشیده است به پرسشهای زیر به اختصار پاسخ دهد:

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول(ص) تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

 

 

نوشتة: مختار امینی

  

    طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ (جن و انسان را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند). ذاریات/56»  و نیز:« وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ... ( هیچ امری به آنان نشده، جز آن كه با اخلاص در دین، خداوند را عبادت كنند).بینه/5» و نیز:« أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ... :( آگاه باشید كه آیین پاك و عبادت و دین بی غل و غش تنها از آن خداست) زمر/ 3»  و نیز پیامبر اسلام(ص) در حدیثی می‌فرمایند:« العبادة أن تَعبُدَ اللهَ كأنّكَ تراهُ، فَإنْ لَمْ یكُن تراهُ، فَإنّهُ یراك (عبادت آن است كه خداوند را چنان بپرستی كه گویی او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی،[بدان كه] او تو را می‌بیند)».


ادامه مطلب
|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:14
آيا داشتن مرشد لازم است ؟

 

بسم الله الرحمن الرحيم

لاحول ولاقوة الابالله

وصلي الله تعالي علي سيدنا محمد وآله اجمعين

آن تجربه هاي ديني و آن دريافت هاي باطني و آن پروازهاي روحي به كسي دست نمي دهد مگر به اعانت يك ولي الهي كه :

هر كه تنها نادرا اين ره بريد

هم به عون همت پيران رسيد ۱

فقط به اعانت يك ولي و با مشاركت ورزيدن در تجربه هاي اوست كه حيات معنوي آدمي ارتقاء مي يابد و وصول به سعادت ابدي ممكن مي شود. از اين رو هر كس بايد ولي خود را پيدا بكند. در دين ورزي تجربت انديش كه تجربه ي ديني محوريت پيدا مي كند،شخص بايد ولي خود را ( يعني كسي كه مُلهِم تجربه هاي اوست ) پيدا و انتخاب كند . بلكه آن ولي او را انتخاب ميكند. حضرت مولانا مي فرمايد :

چون گرفتت پير، هين تسليم شو

همچو موسي زير حكم خضر رو  ۲

نمي گويد : " چون گرفتي پير..." و فاصله ي ميان " گرفتي " و " گرفتت " فاصله ي ميان جبر و اختيار و عشق و عقل است هر كس الهام بخش هر كسي نيست . تناسب و قرابتي كه ميان ارواح و قلوب است، سرچشمه ي فياض الهام مي شود و دو كس را به هم مي پيوندد . در دينداري تجربت انديش، اشخاص انفراداً و باطناً مخاطب ولي خود واقع مي شوند . پيامبران ظاهرا به تمامي آدميان خطاب كرده اند و اصوليون هم گفته اند كه اين خطاب ها عام اند و لذا اگر گفتند " صلوا "يا " صوموا " خطاب به همه است و همه به اطاعت از آن مكلفند . در قلمرو دين تجربت انديش ، اما ، يعني در آنجا كه سخن از شركت جستن در تجربه هاي يك نفس قوي در ميان است، اصولا مخاطبه فرق مي كند. در آنجا هر كس بايد خود شخصا و عمقا دريابد كه مورد خطاب كيست و روح او را با كه سر و كار افتاده است ، و زخمه ي كدام سر انگشت، تارهاي وجود او را مي لرزاند و خلاصه چه كسي بر او ولايت دارد. كشف اين ولايت مستلزم پيمودن راهي طولاني و تجاربي انبوه است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ - مثنوي،دفتر اول،بيت ۲۹۷۹

۲ - مثنوي،دفتر اول،بيت ۲۹۷۴

و صلي الله تعالي علي سيدنا محمد و آله اجمعين

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 18:44
تاثير لقمه ي حرام بر نسلها

 بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی سیدنا محمد و آله و اصحابه اجمعین

آب آتش را كشد كه آتش به خو

مي بسوزد نسل و فرزندان او                   ( مثنوي، دفتر سوم، 3468)

 

گويند صاحبدلي فرزندي داشت كه روزي نيزه اي تيز را بر مشك آب غريبه اي فرو نهاد و از آن آبي نوشيد ، اين رفتار كريه ، دل پدر را آزرده ساخت و قلب اورا مجروح كرد و موجب شد كه پدر به تحقيق و جستجوي موشكافانه در اين خصوص بپردازد .

مرد از زنش پرسيد كه آيا شما در آن هنگام كه باردار بودي و وضع حمل مينمودي ،غذاي حرامي تناول كرده اي كه امروز پسرمان چنين حركتي كريه مي كند ؟ زن گفت : روزي از روزها كه كنار نهر آبي نشسته بودم و به شستن ظروف مشغول بودم ، نهر آب، سيب بزرگي را در دامن خويش مي غلتاند. من سيب را گرفتم و تلاش بسيار كردم كه آنرا مجددا درآب پرتاب كنم . اما حالتهاي زنانگي ايام بارداري مانع از اين كار شد، اما چون از حرام بسيار مي ترسيدم با سوزن لباس خويش در درون آن روزنه اي ايجاد كرده و از آب آن اندكي چشيدم.

 عجيب است كه مادري سوزن در دست داشته است، پسر نيزه بر كمر مي بندد، او سيب را خدشه دار ميكند و ديگري مشك آب را. چنين است تاثير لقمه ي حرام بر فرزندان .

 

اللهم صل علي حبيينا محمد و آله الطاهرين

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 14:19