تبليغاتX
نورستان
کلام روز : پیامبر ( ص ) : بخيل كسي است كه نام من نزد او ذكر شود ولي بر من درود نفرستد
رابطه و ذكر قلبي

بسم الله الرحمن الرحیم

الصلاة والسلام علي سيدنا محمد و علي عبادالله الذين اصطفي

با عرض سلام خدمت دوستان عزيز ، مشغول وبگردي بودم كه در وبلاگ آقاي امجد امام  رساله اي از حضرت شيخ محمد عثمان سراج الدين نقشبندي -  قدس سره  - در آن درج شده بود كه شما هم مي توانيد رساله ي آنحضرت را در اينجا مطالعه كنيد . در پانوشت هاي رساله ي مذكور نويسنده ي وبلاگ مطالبي كوتاه در مورد رابطه و ذكر قلبي نوشته بود كه خالي از لطف نيست در اين پست آنرا دوباره نويسي كنم .

رابطه : یکی از مهم ترین و اساسی ترین دروس عرفانی در طریقت نقشبندیه است و به طور خلاصه ((رابطه)) کسب فیض و معرفت است از روحانیت مرشد کامل و مکمل، فارغ از هرگونه محدودیت زمانی و مکانی . در واقع رابطه  محبت و اخلاص قلبی مرید است به مرشد به صورتی که در همه حال بتواند از راهنمایی ها و ارشادات روحی وی بهره برده و به تصفیه و تزکیه قلب و سپس روح و ... بپردازد . در حقیقت رابطه که همراه ذکر قلبی  عناصر اصلی در طريقت نقشبندی هستند یادگاری است مقدس از مشرب اویسی که  مشرب حضرت ویس القرنی در استفاده از محبت قلبی  حضرت رسول الله(ص) بوده است و بسیاری از اولیا و طریقتها خصوصا نقشبندیه بر آن تاکید نموده اند . بنابراین رابطه تحصیل معارف و تصفیه و تزکیه ی قلب است بدون حضور جسمی مرید در محضر مرشد و صرفا به طریق قلبی و روحی مرید از باطن مرشد استفاده می نماید :

همت طلب از باطن پيران سحر خيز                   زيرا كه يكي را زدو عالم طلبيدند

در مورد رابطه ي مرشد متوفي و خصوصا حضرت پير كبير شاه عثمان سراج الدين ، پس از وفات ايشان و بنا به نظر علماي برجسته ي مكتب حضرت شيخ، رابطه ي حضرت شيخ براي تمام افراد چه آنانيكه اهل رابطه بوده و چه آنانيكه مبتدي بوده و يا بعد از وفات حضرت شيخ متمسك ميشوند جائز و حتي لازم است و صحيح و اين نظر بزرگواراني چون ماموستا ملا احمد امام ( ره ) (سقز )،ماموستا ملا محمد بداقي (پيرانشهر)، ماموستا حاج يار آخوند ( تركمن صحرا ) ماموستا سيد بهاءالدين احمدي و ماموستا عبدلكريم يوسفي (سنندج)، ما موستا شيخ سعيد نقشبندي (روانسر) ماموستا عثمان ذبيحي (طالش) و بسياري از اساتيد در كردستان عراق و ... مي باشد . البته در مورد آنانيكه مبتدي بوده و يا بعد از وفات حضرت شيخ متمسك مي شوند اساتيدي چون مرحوم ماموستا ملا عبدالله كاتب (ره) و ماموستا ملا محمد امين كاني سانان (ره) نظر ديگري مبني بر عدم جواز رابطه دارند كه اختلاف نظر علمي مزبور هيچگاه باعث تفرقه ميان مريدان حضرت شيخ نشده است و امروزه در تمامي مناطقي كه مريدان حضرت شيخ و جود دارند بحمدالله حلقه هاي ذكر و ختم برقرار مي باشد .

ذكر قلبي : اين ذكر يكي از دروس عرفاني در طريقت نقشبنديه است كه مريد به جاي ذكر حق به صورت آشكارا و جهري، به صورت خفي و قلبي و با كيفيتي خاص مشغول ذكر مي شوند.

 

اللهم احشرنا تحت لواءحضرة سيد المرسلين

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آل سيدنا محمد

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 14:0
خاتم الاولياء

بسم الله الرحمن الرحیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي عبادالله الذين اصطفي

 

در نبي آمد بيان راه كرد

در ولي از سر حق آگاه كرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نبوت را ظهور از آدم آمد

كمالش در وجود خاتم آمد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ظهور كل او باشد به خاتم

بدو يابد تمامي هر دو عالم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ظهور تمامي ولايت و كمالش بخاتم الاولياء خواهد بود، چون كمال حقيقت دايره در نقطه ي اخير به ظهور مي رسد و خاتم الاولياء عبارت از امام محمد مهدي است كه موعود حضرت رسالت( ص ) است .پس به خاتم الاولياء دور عالم تمامي و كمال تام يابد و حقايق اسرار الهي در زمان آنحضرت تمام ضاهر مي شود زيرا كه چنانچه در دور نبوت كمال احكام شرعيه و اوضاع مليه در زمان خاتم الانبياء( ص ) بظهور پيوسته و ختم نبوت شد، در دور ولايت نيز اسرار الهي و حقايق و معارف يقيني در دور خاتم الاولياء به كمال رسيده و به آنحضرت مختتم مي شود فلهذا در صفت حضرت مهدي حضرت رسالت( ص ) فرموده که :خشنود باشد از وی ساکنان آسمان و ساکنان زمین ، نگذارد آسمان از آبهاي خود و همه را فرو ريزد و نگذارد زمين از روئيدني و هرچه تواند بيرون دهد و آن هنگام زندگان گويند كاش مردگان زنده مي شدند و اين خوشي در ميافتند ( تا فايده و غرض حيات حاصل مي كردند و عارف حقيقي مي گشتند .)

وجود اولياء او را چو عضوند

كه او كل است و ايشان همچو جزوند

 

يعني در دايره ي ولايت مطلقه كه خاتم الاولياء مظهر آنست نقاط وجودات اولياء همه مثال اعضاي خاتم الاولياء اند چو حقيقت ولايت در هر فردي از از افراد اولياء به صفتي از صفات كمال ظاهر گشته است و به جميع صفات كمال در نقطه ي اخيره كه محمد مهدي است ظهور يافته و كمال بالقوه ي دايره ي ولايت در اين نقطه ي آخرين بظهور رسيده و به فعل آمده است و چنانچه جميع انبياء( علي نبينا و عليهم السلام) اقتباس نور نبوت تشريعي از مشكوة نبوت خاتم الانبياء ( ص ) مي نمايند، جميع اولياء نور ولايت و كمال از آفتاب ولايت خاتم الاولياء مي برند فلهذا ولايت خاتم الاولياء مسمي بولايت شمسيه و ولايت ساير اولياء بولايت قمريه چو ماخذ نور ولايت جميع اولياء ولايت مطلقه ي خاتم الاولياست همچنانكه نور قمر مستفاد از شمس است ، كه او كل است و ايشان همچو عضوند ، يعني خاتم الاولياء بجهت آنكه مظهر حقيقت ولايت است و ولايت مطلقه بجميع كمالات در صورت آنحضرت ظهور يافته است ، كل است يعني همه است و باقي اولياء هر يكي مظهر بعضي از صفات كمال ولايتند نسبت با خاتم الاولياء جزوند چو هرچه با همه است تنها با اوست پس هر آينه آنحضرت كل باشد و باقي اولياء اجزاي او .

 

اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله وصحبه وسلم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مفاتيح الاعجاز في شرح گلشن راز صفحه ي  ۳۱۳و ۳۱۴

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 18:0
كليدهاي بهشت

بسم الله الرحمن الرحيم

 اللهم صل علي سيدنا محمد عبدك و رسولك وعلي المومنين والمومنات وعلي المسلمين و المسلمات

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آقاي عبدالطيف احمد عاشور در كتاب" اتفاقات پس از مرگ از ديدگاه قرآن و احاديث صحيح" ۳۶مورد را به عنوان كليدهاي بهشت، ذكر نموده ودر هرمورد آيات و احاديث مربوط به آنرا ذكر كرده است كه من فقط سرتيترهاي آنها را در اين پست مي نويسم ضمنا اين كتاب را آقاي افضل ده مرده نژاد ترجمه كرده اند.

۱: ايمان به خدا و استقامت

۲: هجرت و جهاد در راه خدا

۳: تقوي و پرهيزگاري

۴: توبه و انابت

۵: صبر و شكيبايي

۶: آموختن علم قرآن و حديث

۷: سجده ي زياد براي خداوند

۸: نماز شب

۹: پرهيز از ريا و دروغ و نيك رفتاري

۱۰: ادا نمودن فرائض

۱۱: بخشندگي و بلند نظر بودن در تجارت و قضاوت

۱۲: صداقت و امانتداري در تجارت

۱۳: وفاي به عهد، پاكدامني و عدم آزار به مردم

۱۴: بي تكبر بودن ، فريب ندادن و بدهكار نبودن

۱۵: كلمه ي " لا اله الا الله " را با اخلاص گفتن

۱۶: ستايش خداوند در خوشي و ناخوشي

۱۷: طلب شهادت در راه خدا

۱۸: حج مقبول

۱۹: روزه

۲۰ : ترس از خداوند

۲۱: عبادت و احوالپرسي بيماران

۲۲: سرپرستي يتيم

۲۳: نيكي با مادر

۲۴: صيحگاهان و شامگاهان به مسجد رفتن

۲۵: ساختن مسجد و نظافت آن

۲۶: نگهداري زبان از بديها

۲۷: تكرار اذان با موذن

۲۸: نماز نافله

۲۹: سلام دادن، دادن طعام به مسكين و به جاي آوردن صله ي رحم

۳۰: تربيت و پرورش دختران

۳۱: نرمي و ملايمت با حيوانات

۳۲: عفت و نگهداري عورت

۳۳: صدقه دادن با خلوص نيت

۳۴: انجام كار نيك و آزار نرساندن به ديگران

۳۵: آزار نرساندن به همسايه

۳۶: صبر در مقابل نابينا بودن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم عافنا برحمتك يا ارحم الراحمين و يا ذالجلال و الاكرام

 و صلي الله تعالي علي سيدنا محمد و آله و صحبه وسلم

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 12:56
تربیت کودکان

بسمه سبحانه و تعالی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بدان که کودک امانتی است نزد پدر و مادر خود ، و دلِ پاك او گوهري است با ارزش،و بدن و اعضاء و جوارح او ساده و نقش پذير مي باشند،بگونه اي به هر طرفي كه بخواهند او را تغيير جهت مي دهند. پس اگر بر خير و نيكي عادت داده شود، وبر راه درست و صحيح تعليم داده شود ، مسلما بر همان راه رشد و نموّ مي كند و در دنيا و آخرت نيكبخت مي گردد ، و ترديد نيست كه پدر و مادر و معلم مربّي كودك،در ثواب خوبي و نيكي او شريك مي باشند ، و اگر بر بدي عادت داده شود و همچنان به حال خود گذاشته شود قطعا چنين كودكي به سوي گناه و بيچارگي گام بر مي دارد و گناهش نيز بر گردن اولياء و سر پرستانش مي باشد. خداوند مي فرمايد : اي كسانيكه ايمان آورده ايد خود و خانواده ي خويش را از آتش دوزخي بركنار داريد كه افروزنده ي آن انسانها و سنگهاست ۱ ...

بديهي است مصون داشتن فرزندان، از تمايل به معاصي و اعمال زشت دنيوي، به وسيله ي طاعتها، و تاديب و تهذيب نفس و تعليم محاسن اخلاق و دور ماندن از دوستان و رفيقانِ بد و ناباب حاصل مي شود . چون كودك ذاتا همراه قابليتِ پذيرش خير و شر آفريده شده است بايد در اوان كودكي او را به ذكر و فكر خدا عادت داد و از كار بد برحذر داشت . سهل بن عبدالله تستري گفته است : سه ساله بودم كه شب مي ايستادم و به نماز گذاردن دائي خود محمد بن سوار نگاه ميكردم . دائيم روزي به من گفت : چرا خدايي كه تو را آفريده است ياد نمي كني ؟ گفتم : چگونه خدا را ياد كنم ؟ گفت : شب كه به بستر خواب مي روي در دل خود بدون اينكه زبان را بجنباني، سه بار بگو : خدا با من است، و خدا ناظر من است و مرا مي بيند . من چند شب آن را گفتم و بعد دائيم را به آن مطلع ساختم .دائيم گفت :هرشب هفت بار آن را بگو من نيز چنين كردم ، پس از مدتي گفت : هر شب يازده بار آنرا بگو و من نيز چنين كردم تا حلاوت آن در دلم افتاد و به آن عادت ورزيدم ، پس از گذشت يك سال دائيم به من گفت : آنچه را كه به تو آموختم تا زنده هستي به ياد داشته باش و آن را ترك مكن چون اين كار هم در دنيا و هم در آخرت براي تو سودمند است. لذا من چند سال آن را بگفتم و در دل و درون خود لذت آنرا احساس ميكردم، تا اينكه روزي دائيم مرا ديد و گفت : اي سَهل هركس خدا با او باشد و او را ببيند، اگر خدا را نافرماني كند بايد وضع و حال او چگونه باشد ؟ هوشيار باش كه مرتكب گناه و معصيت نشوي !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مختصر احياء علوم الدين تاليف امام محمد غزالي وترجمه ي محمد صالح سعيدي با اندكي تلخيص

۱.... سوره ي تحريم آيه ي ۶

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 12:10
شعري از حضرت پير دستگير قدس سره

بسم الله

شعري  از حضرت پير دستگير ( قدس سره ) انتخاب كرده و براتون مي نويسم . كساني كه مايلند شرح حال حضرت پير را بدانند به وبلاگ نقشبنديه مراجعه كرده و در اينجا آن را مطالعه كنند.

 

اگر لیلای من باری نقاب از روی بردارد

بسی عابد به مجنونی زخلوتگه بدر آرد

 

به محشر کشته ی چشمش شهید عشق را گویند

خجالت آن کسی یابد که از تیرش حذر دارد

 

بنازم زان قد زیبا گرو از سرو جو برده

وزان دو لعل جان بخشش ثمر زیر شکر دارد

 

کج محراب ابرویش که گشته قبله ی زاهد

رهایی از خم زُلفش کجا زاهد گذر دارد

 

به چشم و ابرو و زلفي كه بر رويش پريشان است

نگار من شب و روزش گل و شمس و قمر دارد

 

زعشق آن سيه خالي كه بر روي تو جا كرده

هزاران داغ چون لاله درين سينه جگر دارد

 

مجوئيد از دل ( عثمان ) قرار و صبر و انديشه

كه اين نسبت به حال ما بسي نقص و ضرر دارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

حضرت پير اين غزل را در سال ۱۹۳۸ ميلادي براي سيد طاهر هاشمي فرستاده است.

 

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:8