تبليغاتX
نورستان
کلام روز : پیامبر ( ص ) : بخيل كسي است كه نام من نزد او ذكر شود ولي بر من درود نفرستد
پیرامون تحدی قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام و عرض ادب و احترام به ساحت دوستان عزیز

جناب آقای امجد امام در وبلاگ خود مطلبی را باعنوان (تحدی قرآن) نوشته اند که خالی از لطف نیست که خوانندگان این وبلاگ هم همان مطلب را در این وبلاگ بخوانند.

ضمنا دوست عزیزم جناب ماجد امام در وبلاگ خود مناظره ای را درج کرده اند، به دوستان پیشنهاد میکنم این مطلب جالب را هم مطالعه فرمایند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم سپاس و ستایش خداوند یکتا را سزاست که نعمت ایمانمان داد و درود بر سرور کائنات حضرت محمد مصطفی و بر یاران و پیروانش .

تذکر:

پیش از پرداختن به موضوع تحدی و پاسخ به چند شبهه پیرامون آن لازم است گفته شود قلم و فکرو دانش ناقص و ناچیز اینجانب در حدی نیست که در مقام دفاع از حقانیت و الهی بودن و بی مثیل بودن قرآن کریم برآید و آنچه در این نوشتار می خوانید صرفا تحقیقی استپیرامون موضوع تحدی . بنابراین ضعف و کاستی های این نوشتار را باید منطقا به حساب نویسنده آن گذاشت نه اصل موضوع .

مقدمه :

سیری در تاریخ اسلام و قرآن نشان می دهد که منکرین دین مبین اسلام و پیام آور و پیام آن به طور کلی سه گروه "متمایز در تفکر و مشترک در انکار" بوده اند . گروه اول را ملحدین و دهریون گذشته و ماتریالیستها و ماده گراهای امروزی باید نامید .این گروه از آن جهت که به وجود باریتعالی و تمام امور فرامادی (متافیزیک = مابعد الطبیعه ) اعتقاد نداشته و مسائل و آموزه های ادیان الهی و توحیدی را ساخته ذهن آدمی می پندارند ، لذا کتابهای آسمانی خواه قرآن و یا غیر آن را، منکر بوده و آنرا سروده ی فردی از افراد بشر پنداشته اند . گروه دوم طیف وسیعی به نام مشرکین را شامل می شود و چون نخستین پیام قرآن و سایر کتب آسمانی مبارزه با شرک و بت پرستی در تمام جلوه های آن بوده است ،لذا عوام الناس این گروه به خاطر تعصبات و جهل فکری و کاهنان و بزرگان تفکر شرک به خاطر منافع مادیٍ در خطر افتاده ی خویش، همواره با پیام آوران توحید و پیام آنان یعنی کتب آسمانی خصوصا آخرین آنها یعنی قرآن در حال مبارزه و انکار بوده اند که تاریخ شاهد این مدعا است. گروه سوم شامل دیندارانی است چون یهود و نصاری و... که به واسطه ی تعصبات یا منافع سیاسی و مادی خویش همواره گروهی از آنان به انکار الهی بودن قرآن پرداخته اند . سه گروه مزبور در گذشته و حال بیشترین تلاش خود را در راه مبارزه با قرآن و ساحت مقدس پیام آور آن به کار انداخته اند. آنان در زمان نزول قرآن با وارد نمودن تهمتهایی به پیامبر مانند شاعر ، ساحر ، و ...و ادعای غیر الهی بودن قرآن و همچنین تبعید مسلمانان و زور گفتن و شکنجه و ترور آنها و در زمان های بعدی نیز با ادامه همان تهمتها و به راه انداختن جنگهای صلیبی و ...و تلاش برای معارضه با قرآن از طریق ساخت دینهای انحرافی واباحه گری چون بهائیت و قادیانیه گری وعلم کردن پیامبران دروغین و بنیاد نهادن مذاهب تفرقه جو و غیر صحیحی چون غلات و خوارج و ناصبیون و سلفی گری معاصر و...و در این اواخرهم با به راه انداختن جنگ تمام عیار با مسلمانان از یک سو و هتک حرمت رسول الله و کاریکاتور سازی و ترور شخصیت های  بزرگ اسلام ( مانند توهین و سب صحابه کرام و خلفای راشدین و زنان رسول الله (ص)) و نوشتن کتابهای مضحک و خنده آوری چون به اصطلاح ((فرقان الحق )) و ... سرگرم و مشغولند اما هیچگاه - جز فریب خویش- کاری از پیش نبرده و نخواهند برد .

اما منطق قرآن در پاسخ آنان منطق حق است که  در برابر تهمت"غیر الهی بودن قرآن " پاسخی بسیار منطقی و در خور ادعای منکرین داده و آن ((تحدی)) است که ، ابتدا مروری کوتاه بر تعریف تحدی مینمایم و با بررسی آیات تحدی  وهمچنین بحث معجزه بودن قرآن و صفات و ویژگیهای  ظاهری و محتوایی آن ،به پاسخ چند شبهه در این خصوص خواهیم پرداخت .

تحدی :

 تحدی از لحاظ لغوی از ریشه ی ( حدی) و از باب (تفعل) و به معنی ( دعوت به مبارزه است ) و در اصطلاح قرآنی دعوتی است از جانب قرآن به منکرین آن، به این معنی که اگر شما قرآن را کتابی الهی نمیدانید و آنرا سروده ی بشری چون خود می پندارید پس شما هم نمونه ای از آن، که دارای تمامی صفات و ویژگیهای آن باشد را بیاورید .

در اینجا ذکر نکاتی ضروری است و آن اینکه اساسا در طول تاریخ اسلام ،چه هنگام نزول قرآن و چه بعد از آن تلاشهای زیادی از جانب منکرین صورت گرفته تا با قرآن معارضه کنند که تا کنون که 1400 ازنزول آن می گذرد موفق نشده اند و شاهد این مدعا نیز این است که اگر چنین چیزی رخ می داد گروه کثیر منکرین از ملحدین و مشرکین گرفته تا یهود و نصاری آنچنان به توسعه و نشر آن می پرداختند که توصیفش را نمی توان نمود. چرا که همه می دانند چه سرمایه های جهانی  وکلانی در راه مبارزه ی عملی با احکام و پیروان قرآن شده و می شود و اگر تا کنون همانندی برای قرآن می یافتند، نیازی به این همه مبارزه ی پر خرج و این همه کشت و کشتارنمی دیدند .نکته ی دیگر این است که بسیاری از منکرین قرآن همواره با دیده ی متعصبانه ی " انکار با قرآن" برخورد کرده اند و اگر با دیده ی انصاف و عقلی بیدار به آیات آن ، رژف اندیشانه نگاه می انداختند ، قطعا طرز فکرشان تغییر می کرد .تعداد زیاد منکرینی که پس از تعمق در قرآن سر تسلیم برزمین گذاشته اند شاهد این مدعا است[1] .نکته ی سوم این است که نباید پنداشت الهی بودن قرآن تنها با تحدی اثبات می شود بلکه تحدی قرآن تنها یکی از وجوه اعجازی قرآن است واگر منکرین تحدی قرآن را قبول ندارند حداقل به دیگر وجوه اعجازی قرآن بنگرند تا شاید ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیات تحدی :

در قرآن کریم آیات متعددی به صورت صریح و یا غیر صریح به تحدی با منکرین می پردازند که در زیر صریحترین آنها را ذکر نموده و پس از ترجمه به بررسی و توضیح مختصری در باره ی آنها می پردازیم :

1. ((قـل لـئن اجـتـمـعـت الانـس والـجـن عـلـى ان ياءتوا بمثل هذا القرآن لاياءتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا )) (ترجمه :بگو: اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند, مانند آن رانخواهندآورد, هرچند برخى از آنها پشتيبان برخى ديگر باشند.)(سوره اسراء/ آیه88 )

2. ((ام يـقـولـون افـتـراه , قـل فـاتـوا بـسـورة مـن مـثـلـه وادعـوا مـن استطعتم من دون اللّه ان كنتم صادقين )).(ترجمه:يا مى گويند: آن را به دروغ ساخته است ؟ بگو: اگر راست مى گوييد, سوره اى مانندآن را بياوريد و هركه را از غیر خدا مى توانيد فراخوانيد.)(سوره  یونس/ آیه 38  )

3.(( ام يـقـولـون افـتـراه قـل فـاءتـوا بعشر سور مثله مفتريات وادعوا من استطعتم من دون اللّه ان كنتم صادقين )).

(ترجمه :يا مى گويند: اين قرآن را به دروغ ساخته است .بگو: اگر راست مى گوييد ده سوره ی برساخته شده مانند آن بياوريد و از غير خدا هركه را مى توانيد فراخوانيد.)(سوره هود/  آیه 10‌‌)

4.(( ام يقولون تقوله بل لايؤمنون فلياءتوا بحديث مثله ان كانوا صادقين . .)) (ترجمه : يا مى گويند: آن را بربافته ؟ نه بلكه باور ندارند.پس اگر راست مى گويند سخنى مثل آن بياورند.) سوره طور /  آیه34 )

5.(( وان كـنـتـم فى ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون اللّه ان كـنـتـم صـادقـيـن  فـان لـم تـفـعـلـوا ولـن تـفعلوا فاتقوا النار التى وقودها الناس والحجارة اعدت للكافرين .)) (ترجمه: و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده ايم شك داريد, پس ـ اگر راست مى گوييد سوره اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را ـ غير خدا ـ فراخوانيد.پس اگر نكرديد ـ وهرگز نمى توانيد كرد ـ از آتشى كه هیزمش، مردمان و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.) (سوره بقره: آیات 23 و 24 )

بررسی آیات تحدی

با بررسی آیات فوق به نکات جالب توجهی می رسیم که به طور اختصار به آنها اشاره می کنیم:

الف)خطاب آیات 23 و 24 سوره ی بقره تمام انسانهاست چرا که در دو آیه قبل از آنها یعنی در آیه 21 با خطاب ((یا ایها الناس )) تمام انسانها را به یکتا پرستی و سپس در آیه 23 و 24 با استفاده از ((واو عطف))که به آیه 21 باز می گردد، آنها را در صورت داشتن شک و تردید در مورد الهی بودن قرآن به تحدی دعوت می کند .جالب این است که انکار مردمان در این آیات با واژه((ریب)) بیان شده است که خود از نکات مهم بلاغی است چرا که اکثر مردم در تمامی قرون یا با قرآن آشنا نبوده و یا اندک آشنایی دارند و انکار آنان در مرحله ی نخست (تردیدی) است و فقط اقلیتی از  مردم در همان بدو امر، به انکار مطلق پرداخته اند و چون خطاب آیه به جمیع مردم است لذا از واژه ای استفاده شده که جهت اکثریت و دید غالب را که ترید است بیان دارد.اما در برخی آیات  دیگر روی خطاب به خود تکذیب کنندگان است.

ب) در تمام آيات ذكر شده امر تحدي با فعل امر ( فأتوا) مركب از حرف (فاء) عاطفه به معني (پس) و فعل (إأتوا) از ريشه (أتي) و مصدر (اتيان ) به معني (بياوريد) است . كه گزينش اين كلمه خود به نوع تهمت هايي برميگردد كه گروهي از منكرين قرآن را به  خود پيامبر (ص) نسبت مي دادند و اورا شاعر و قرآن را شعر مي ناميدند و گروهي ديگر قرآن كريم را ساخته ي افرادي باسواد دانسته كه حضرت (ص) آنرا از آنان فرا گرفته و ...كه تمام اين تهمت ها با گزينش لغت ( إأتوا ) پاسخ داده شده است .

ج) در آيات تحدي ، قرآن دعوت نموده تا (مثل)ي مانند قرآن بياورند . كلمه( مثل) در عربي مترادف كلمه(همانند) فارسي است.اين واژه كه در قرآن و همچنين كلام عرب بسيار بيشتر از واژه (شبيه ) به كار رفته حاوي نكات مهمي است  . نخست اينكه منظور از  واژه (مثل) تنها شباهت ظاهري دو چيز نيست بلكه به محتوا و صفات و ويژگيهاي معنايي آن  نیر برميگردد . به بيان ساده تر صرف شباهت دو چيز از لحاظ ظاهری، مصداق مفهوم (مثل ) نمي شود . مثلا مثال فرض کنید نقاشي چيره دست نقش درختي را مي كشد، آيا مي توان گفت اين نقاشي (مثل) خود درخت است؟؟؟ به عنوان مثالل ديگری ، قرآن  درمورد حرمت ربا فرموده است (( قالوا انما البيع مثل الربا )) يعني(( يهوديان مي گفتند ربا (مثل) معامله است )) . در واقع خدواند با اين بيان كه يهوديان ظاهر ربا را كه شبيه معامله بوده، دليلي براي گرفتن ربا از مردم مي دانستند، اما خداوند در اين آیه شبيه بودن ظاهري را نفي فرموده و نشان داده است كه (مثل) هم بودن، بايد در محتوا هم مصداق يابد در حالي كه محتوا و هدف معامله با ربا تفاوت زيادي دارد .در آیه ای دیگردر قران که مربوط به حضرت عیسی (ع) است ؛ قرآن می فرماید(( و لكن شبه لهم / و لیکن آنان در شبهه افتادند)) که مربوط به زمانی است که یهودیان در مورد (اينكه) او را كشته اند يا ديگري را،به اشتباه افتادند و خداوند مي فرمايد آنان حضرت عيسي را نگرفته بلكه كسي ديگر، شبيه به وي را دستگير و به صليب آويختند.و این خود نشان می دهد انتخاب نکردن واژه (مثل) در این آیه  و انتخاب واژه ای از  ریشه (شبیه) یعنی واژه (شبه) نشان می دهد که کلمه (مثل) همانندی از لحاظ ظاهر و محتوا است نه فقط ظاهر . منظور از مثالی فوق این است که چون ما در مورد كلمات قرآن بحث مي كنيم پس بايد از واژگاني كه د رخود قرآن به كار رفته كمك گيريم  تا معني دقيق (مثل) را از منظر قرآن بفهميم . درضمن تمام واژه هاي (مثل) در قرآن همگي به همين معني هستند يعني همانندي در ظاهر و محتوا .حال فرض كنيد كسي كه قرآن را قبلا ديده و وزن و اسلوب آنرا مي شناسد با تقليد از ظاهر آيات قرآن، جملات و يا حتي كتابي را بنويسد آيا مي توان آن را (مثل )قرآن ناميد ؟؟؟ باید گفت با تمام تلاش منکرین ،کتاتبی که بتواند مستقل از قرآن ؛ تمام ویژگیهای ظاهری و محتوایی قرآن را داشته باشد ، انشاء نشده و نخواهد شد و گرنه صرف تقلید ظاهری و جعل آیات آن و یا جابه جایی کلمات و همانند سازی وزن آیات قرآن را نمی توان  نمونه ای چون قرآن دانست .به مثال زیر دقت کنید : فرض كنيد بنده كه اشعار سعدي را شنيده ام، مثلا مصرع زير را :

سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز

من هم با تقليد از اين مصرع بنويسم :

امجدا مرد نكو نام ، نمرد است هرگز

آيا ميشود گفت من هم مصراعي (مثل) مصراع سعدي گفته ام؟؟؟ پاسخ این پرسش را به ذهن خود خوانندگان وا می گزاریم تا خود قیاس کنند  . پس اين حقيقت را بايد پذيرفت كه منظور از (مثل) قرآن در آيات تحدي ،تقليد و يا دزديدن اسلوب و شيوه ظاهري آن نيست . هر چند تا كنون نيز، كسي نتوانسته حتي اسلوب ظاهري آنرا (مثل) ي بياورد .

 نكته دوم اين است كه واژه (مثل) در عربي به معني (معيار ) هم به كار رفته، يعني (برابري ) از حيث ظاهر و محتوایي معياري براي (مثل ) هم بودن است. نكته ديگر در مورد (مثل) در آيات تحدي اختلاف در ميزان دعوت به تحدي است . درآيه 23 و بقره و 38 يونس تنها آوردن (يك سوره) و در آيه 13 هود(10 سوره) و در آيه 88 اسراء (مثل قرآن ) و در آيه 34 طور ( حديثي = جمله اي ) از قرآن را بيان نموده است .

اين تنوع در محدوده  تحدي حاوي اين نكته است كه قرآن امري (كلي) است و حكم كل آن براجزاء آن مترتب است مثلا سوره كوثر و حتي تنها يك آيه از قرآن را بايد قرآن ناميد بنابراين در جواب ادعاي منكرين است که  دعوت به آوردن كل قرآن و به جزء آن هم شده است . مثلا اگر كسي ادعا نمود كه مي تواند مثل قرآن را بياورد در پاسخ، قرآن فرموده نه تنها قرآن بلكه ده سوره و حتي يك سوره را هم نميتوان مثل قرآن آورد .

نكته ي ديگري د رآيات تحدي لغتهاي (( شهداءكم ))به معني گواهان خود   و (( من استطعم)) به معني هر كه را توانستيد، است .(شهداء) جمع كلمه (شهيد) است كه حاوي معاني متعددي مانند(– ياري دهنده – گواه بر كاري و...) است كه در آيه (23) بقره به دو معني گواهان و ياري دهندگان معني شده است .بنابراین حق تعالي در لغت(مثل) معيار همانندي را كه بعدا توضيح بيشتري خواهيم داده معرفي كرده و در كلمه (شهداء) داور و گواه بر همانندي را معرفي نموده است .  راستي اين بسيار مهم است كه قرآن علي رغم انتقاد برخي كه "قران معيار و يا داوري را براي تحدي معرفي نكرده "صراحتا با توجه به واژه مثل و شهدائكم هر دو را معرفي نموده است .

نكته آخر در مورد آيات تحدي در مورد (من دون الله ) است اين اصطلاح كه در برخي از آيات تحدي آمده به معني (هر چه غير خداست) معني ميشود و منكرين دعوت شده اند تا براي آوردن (مثل) ي چون قرآن از شاهدان و ياران و اربابان خود كمك گيرند .حال بايد دقت نمود كه(من دون الله) دقيقا در مقابل ادعاي منكرين است. آنان مي گفتند كه قرآن از جانب غير خداست وهر یک از منكرين آنرا به كسي يا گروهي منتسب مي نمود بنابراين قرآن نيز در لفظ ((من دون الله))   مي فرمايد شما نيز سوره اي چون قرآن را كه به غير خدا نسبت مي دهيد و ميگوئيد " محمد (ص) از خودش  آورده و يا از ديگران كمك گرفته  و قرآن از جانب خدا نیست" از  نزد خودتان بیاورید و يا از همان غير خداها كه می گو یید، كمك بگيريد .

 

 

|+|
تهيه و تنظيم توسط رئوف محمودزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:12